بانک مرکزی هلند اعلام کرده از مجموع ۶۱۲٫۴ تن طلای این کشور، معادل ۷۲٫۲ میلیارد یورو، حدود ۸۶ تن از انبارهای نیویورک و اتاوا به لندن منتقل شده است. از این میزان، تقریباً ۷۸ تن از نیویورک و حدود ۸ تن از کانادا خارج شده است. این جابهجایی موجب شده سهم نیویورک از کل ذخایر طلای هلند از ۳۱٫۳درصد به ۱۸٫۵درصد کاهش یابد، در حالی که سهم لندن از ۱۸٫۱درصد به ۳۲٫۱ درصد افزایش پیدا کرده و این شهر به بزرگترین مخزن طلای هلند تبدیل شده است. همچنین حدود ۳۰٫۸درصد از ذخایر طلای این کشور همچنان در خاک خود هلند نگهداری میشود. عملیات یاد شده بین ماههای مارس تا آگوست ۲۰۲۶ و به دو روش انجام شده است: حمل فیزیکی ۲۷ تن شمش و نیز فروش طلا در نیویورک و خرید دوباره آن در لندن.
سایر کشورهای دارای تجربه مشابه
پیش از این هم فرانسه چنین اقدامی را انجام داده بود. بانک مرکزی فرانسه در بازه زمانی جولای ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، اقدام به فروش ۱۲۹ تن طلای قدیمی نگهداریشده در نیویورک (مربوط به دهه ۱۹۲۰) کرده و با منابع حاصل از این فروش، شمشهای جدید منطبق با استانداردهای بینالمللی را در اروپا خرید. این معامله افزون بر افزایش امنیت ذخایر، سودی معادل ۱۳ میلیارد یورو نیز برای فرانسه به همراه داشت و در نتیجه، هماکنون تمام ۲هزارو۴۳۷ تن طلای این کشور در خاک خودش نگهداری میشود. آلمان نیز بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ موفق به بازگرداندن حدود ۳۰۰ تن طلای خود از آمریکا شد، هرچند هنوز یکسوم از ذخیره ۳هزارو۳۵۲ تنی این کشور در نیویورک باقی مانده است. افزون بر این، گزارشها حاکی از آن است که ایتالیا، لهستان، مجارستان، صربستان و هند نیز برنامههایی برای بازگرداندن طلاهای خود داشته یا اقدامات اولیه را در این زمینه آغاز کردهاند.
نخستین و مهمترین عامل، کاهش سطح اعتماد به نظام مالی آمریکاست. تجربه مسدودسازی ذخایر ارزی روسیه در غرب، هشداری جدی برای بانکهای مرکزی سراسر جهان محسوب میشود. بسیاری از تحلیلگران تصریح میکنند نگرانی از عدم استقلال کافی فدرال رزرو و احتمال مصادره یا گروگانگیری طلای کشورهای دیگر توسط دولت آمریکا، از محرکهای اصلی این تصمیمگیریهاست. عامل دوم، بحث دسترسی سریعتر در شرایط بحرانی است. لندن بهعنوان بزرگترین مرکز معاملات فیزیکی طلا در جهان، با حجم هفتگی بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار، امکان نقدشوندگی بسیار بالاتری را در مقایسه با نیویورک یا اتاوا فراهم میکند. به عبارت دیگر، در مواقع بحران، طلای موجود در لندن بسیار سریعتر و آسانتر قابل معامله یا وثیقهگذاری است.
تنشهای فراآتلانتیک و سیاستهای ترامپ
این تحولات ارتباط مستقیمی با تنشهای اخیر میان اروپا و آمریکا دارد. تهدیدهای مکرر دولت ترامپ علیه متحدان سنتی نظیر کانادا و گرینلند و نیز رویکرد غیرقابلپیشبینی این دولت در عرصه بینالملل، نگرانیهایی جدی در میان متحدان اروپایی ایجاد کرده است. به گفته یکی از مدیران مؤسسات امنیتی استرالیا، ترامپ نشان داده پایبندی چندانی به هنجارهای بینالمللی ندارد و نگهداری ذخایر طلا در آمریکا بهعنوان یک نقطه آسیبپذیر تلقی میشود، چراکه احتمال هرگونه اقدام غیرمنتظره از سوی دولت آمریکا وجود دارد. یک کارشناس آلمانی نیز هشدار داده غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ به حدی است که نمیتوان احتمال ارائه ایدههای خلاقانه (و بالقوه خطرناک) درباره نحوه برخورد با طلای کشورهای دیگر را رد کرد. از این رو، گروههای فشار مالیاتی و شماری از سیاستمداران اروپایی از مدتها پیش خواستار خارج کردن طلا از آمریکا شدهاند.
در مجموع، آنچه در حال وقوع است صرفاً یک اقدام مالی یا لجستیکی نیست، بلکه حرکتی راهبردی و سیاسی محسوب میشود. آمریکا دیگر بهعنوان گاوصندوق امن و بینظیر جهان شناخته نمیشود و کشورها به این نتیجه رسیدهاند برای حفظ استقلال مالی و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی، باید ذخایر استراتژیک خود را به خاک خویش یا به مقاصد مطمئنتر و نزدیکتر (همچون لندن) منتقل کنند. این روند همسو با موج دلارزدایی و تنوعبخشی به ذخایر جهانی است که در سالهای اخیر شتاب قابلتوجهی یافته است.




نظر شما